مشارکت عمومی و حکمرانی خوب

تحریریه فسادبان: «مشارکت عمومی» یکی از اصلی‌ترین مولفه‌های «حکمرانی خوب» است که همواره بر آن تاکید می‌شود. مشارکت، به معنای ساده یعنی امکان حضور و فعالیت شهروندان در عرصه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی فراهم شود بدون موانع و تبعیض‌های جنسیتی، مذهبی، نژادی و سایر تبعیض‌ها.
در جمهوری اسلامی اما مشارکت معنای دیگری دارد؛ به طوری که تنها تلقی حکومت از مشارکت، به حضور در پای صندوق‌های رأی در روز رأی‌گیری و یا راهپیمایی‌های حکومتی همچون «روز قدس» محدود می‌شود. بدین معنا، مشارکت در ساختار جمهوری اسلامی عملا در صورتی مجاز است که به تایید حکومت و مواضع آن بیانجامد.
مثال‌های مختلفی در این باره می‌توان ارائه کرد؛ از جمله مهمترین آنها، سهم حداقلی و ناچیز بخش خصوصی در اقتصاد کشور است به گونه‌ای که بخش دولتی و خصولتی (شبه دولتی) و نهادهایی همچون «قرارگاه خاتم الانبیاء» متعلق به سپاه پاسداران عملا اجازه مشارکت اقتصادی به فعالان بخش خصوصی نمی‌دهند. اقلیت‌های دینی و مذهبی نیز علیرغم شایستگی‌های فراوان همواره از حضور در رده‌های بالای مسئولیت در نظام بازمانده‌اند و این در حالی است که بویژه کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری اغلب ادعا می‌کنند که در صورت پیروزی در انتخابات، وزیری از اقلیت‌های دینی و مذهبی انتخاب خواهند کرد. از سوی دیگر، بسیاری از کاندیداها توسط «شورای نگهبان» رد صلاحیت می‌شوند و از مشارکت در فرایند موسوم به انتخابات در جمهوری اسلامی باز می‌مانند؛ و بسیاری مثال‌های دیگر.
یکی از مهمترین دلایل ناکارآمدی، انسداد و کیفیت بسیار ضعیف حکمرانی در جمهوری اسلامی، همین تلقی ایدئولوژیک از مشارکت عمومی و مجموعه تبعیض‌ها، حذف‌ها و موانعی است که همواره بخش بزرگی از جامعه را به طور سیتماتیک از مشارکت عمومی در عرصه‌های مختلف جامعه باز می‌دارد.
«مشارکت عمومی» پایه‌گذار «مشروعیت سیاسی» است و از این رو، نظام‌های دموکراتیک همواره سعی می‌کنند تا درهای مشارکت در زمینه‌های مختلف را به روی افکار عمومی حتی کودکان و نوجوانان بگشایند؛ یعنی رویکردی دقیقا برعکس جمهوری اسلامی!