حفظ نظام یا حکمرانی خوب؟!

تحریریه فسادبان- اصلاح طلبان یکی از دو جناح اصلی در نظام جمهوری اسلامی هستند که همواره با صدای بلند بر وفاداری خود به نظام ولایت فقیه و فعالیت در چهارچوب آن تاکید کرده اند؛ به طوری که علیرغم رانده شدن تحقیرآمیز از نهادهای اصلی قدرت و بویژه بیت رهبری اما سران آن همواره به هر ابزاری بار دیگر خود را به آن نزدیک می کنند؛ پیغام و پسغام می فرستند و عرض ارادت می کنند. 

از دی ماه سال قبل و با آغاز و استمرار اعتراض های گسترده توسط اقشار مختلف مردم، اصلاح طلبان نیز همچون دیگر بازیگران نظام جمهوری اسلامی خطر سقوط و فروپاشی این نظام را احساس کردند. با این حال، نگاهی به مواضع آنها در این خصوص، پرده از بسیاری حقایق کنار می زدند. اصلاح طلبان، به طور عمده دو رویکرد اتخاذ کردند؛ یکی سکوت و بی تفاوتی نسبت به اعتراض ها است؛ به طوریکه در اوج تجمع های اعتراضی در شهرهای مختلف، تئوریسن های اصلاحات سرگرم بحث درباره «پوست اندازی اصلاحات» و «باز تنظیم رابطه با دولت حسن روحانی» بودند و هستند.

رویکرد دوم، هجمه علیه اپوزیسیون و مخالفان در خارج از کشور بوده است. از جمله، محمدرضا خاتمی، فارغ از ابتدایی ترین پرنسیب های سیاسی و اخلاقی گفت که «کسی در اپوزیسیون سرش به تن اش نمی ارزد». این ادبیات البته جای تعجب نیست، چون کسی که در چارچوب ادبیات نظام جمهوری اسلامی و رهبر آن صحبت می کند، قاعدتا همچون او از چنین واژگانی استفاده خواهد کرد.

در تمامی این واکنش ها، کمترین تحلیل و واکنش از سوی اصلاح طلبان نسبت به این موضوع معطوف شد که براستی ما در طی چهار دهه، چه سطحی از حکمرانی را برای مردم فراهم کردیم که این چنین شاهد خشم و اعتراض مردم هستیم؟ الان چگونه می توانیم کیفیت بهتری از حکمرانی را فراهم کنیم؟

این چنین است که بانگ «اصلاح طلب اصولگرا دیگه تموم ماجرا» نه فقط یک «شعار» بلکه ندایی است که از دل برآمده و لاجرم بر دل نشسته است؛ چون در همین تقریبا یک سال مشخص شده که چگونه اصلاح طلبان نه برای بهبود زندگی، رفاه، معیشت و منزلت مردم بلکه برای رانت و بهره بیشتر از سفره پُر فساد نظام دست و پا می زنند.